به خاطر نگین بمون…

باید فراموشی بگیری امشب
یادت بره هر حرفی بینمونه
فک کن که دعوایی نبوده اصلا
امشب تولد نگینمونه

باید یه حس تازه پا بگیره
من دخترم رو خیلی دوست دارم
تنها برای شادی نگینم
امشب ازت کینه به دل ندارم

دائم نگو احوالمون خرابه
من بدتر از این حال و روزو دیدم
هی با من از رفتن نگو عزیزم
من داغ از دست دادنو کشیدم

من از تو میخوام واسه این دو ساعت
این نفرتو از خاطرت بشوری
باید یه رفتاری ازت ببینه
باور کنه اون مادر صبوری

امشب فقط میخوام بخوابم آروم
بی دغدغه،بی حرف و بی معما
فردا من و تو نسبتی نداریم
فردا جدایی میشه قسمت ما

من از خودم حالم گرفته اما
اصلا نمیتونم بخوام بمونی
کاش این غرور لعنتی بمیره
یا دست کم کاش حسمو بدونی

صبح شد هنوزم خواب نداره چشمام
با این غرور اصلا نمیشه بُر خورد
رد شو برو،با اینکه بی تو مُردم
این زندگی از شیشه بود،ترک خورد

"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: