ایستگاه اتوبوس

توی ایستگاه اتوبوس,نشستم تا برم جایی
یهو چشمامو واکردم,دیدم توراه اینجایی

تا فهمیدی که من اینجام,مسیرت رو عوض کردی
دیدم با ترس و دلشوره,میخوای راهتو برگردی

یه تاکسی اومدو رفتی,سکوت من به دنبالت
منم پشت سرت گفتم,خدا باشه به همراهت

واس تو من نایستادم,که رفتارت باهام این بود
دلم بدجور ازت خونه,تو کارات همه تلقین بود

من از گفتن نمیترسم,همیشه تو دلم هستی
از این ناراحتم اون روز,چشاتو روی من بستی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: