دگزامتازون

یه دگزامتازون یه آمپول دیگه
مُسَکن کم آوُرد، چقد چرت میگه

چقد چرت میگم شبا بی اراده
یه دگزامتازون یه تزریقِ ساده

یه فرهاد دیگم، یه مجنونِ لیلی
توجه نداری به این قصه خیلی

نه، درمان نداره غم بیقراری
تو مرهم نمی شی، فقط زخم داری

ازم دور میشی، تو همدم نمی شی
پر از درد میشم، تو مرهم نمی شی

یه سد بلندی، ازت رد نمیشم
تو هرچی که باشی واست سد نمیشم

منم دور میشم که آسوده باشی
نمی خوام یه تسکینِ بیهوده باشی

شبا غرق میشم توو دریایِ هذیون
یه دیوونه میشم توو چنگالِ افیون

کسی دردِ ما رو نفهمه چه بهتر
یه دگزامتازون یه گیلاس پُرتر

نه تریاک و سیگار نه گیلاسِ مشروب
صعودم نمی ده سقوطِ یه سنگ کوپ

یه بیمارِ خاصم یه بیمار مصری
یه ویرووسیِ عشق یه مجنونِ قرصی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)