تاوان

یـه چـیزایی تـووی سکوتت گـُمـه
نـگـاهِـت پـر از خـواهـشِ رفـتنه
هـراونـچـه که بردی بذار و برو
همینجا تـهِ دل بـه تـو بـسـتنه

یـه سرمازدَه م تـوویِ بــورانِ تـو
تـکـیـده تـر از این زمستون منم
هـزار بـار شکستم نـدیـدی ولی
کسی که گـُذر کردی از اون منم

هـمـیـشـه به یاد تو بودم ، ولی
به فکرم نبودی تو یـک درصـدم!
نـبـودی بـبـیـنـی چـقـدر بـیـصـدا
تـو رو واژه بـه واژه فــریــاد زدم

گذاشتی با حالی که تعریف نداشت
بـمـونـم تـا خـسـتـه تـر از ایـن بـشم
خـیـالاتِ بـیـخـود نـکـن بـا خـودت
مـحالـه شـکـسـتـه تـر از ایـن بـشم!

نـبـایـد بــهــونــه بــدم دســتِ تــو
حـالا کـه تـوو فــکـرِ عـذابِ مـنـی
همه چی مُـهـیـاس واسـه رفتنت
تــو تــاوانِ ایـن انـتـخــاب مـنـی!

از ایـن زنـدگـی پـاتـو بـیـرون بکش
نـمـیـخــام دیـگـه کـم بـیـارم تـورو
به آخـر رسـیـد قـصـه ی هر دومون
تـمـومـش بـکـن بـسـه دیـگـه بـرو…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

751
۲۱

  • توتاوان این انتخاب منی زیبا بود عزیزم خیلی @};- @};- :-x
  • نـبـایـد بــهــونــه بــدم دســتِ تــو حـالا کـه تـوو فــکـرِ عـذابِ مـنـی همه چی مُـهـیـاس واسـه رفتنت تــو تــاوانِ ایـن انـتـخــاب مـنـی! این قسمتو خیلی دوس داشتم . آفرین @};- :-)
  • سلام مریم خانوم کار زیبایی بود. فضای خوبی کارت داشت اما روان نبود. خیلی ترانه دربند شده بود. مث یه جوجه که میخواد از تخم بیرون بیاد ترانه میخواست بشکنه حصارو اما نتونست.. ضعف کارت نیست فقط نظرمو گفتم که بیشتر توجه کنی. سپاس فراوان @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود با احترام در ترانــتون قافیه ها به درستی به کار رفتن ولی گاها قربانیِ بی وزنی شدن، برای نمونه : من هرلحظه یاد تو بودم ، ولی به فکرم نبودی تو یک درصدم! نبودی ببینی چقدر بیصدا تو رو واژه به واژه فریاد زدم "من هر لحظه یاد تو بودم ولی" ، باعث ایجاد وقفه و پیوستگی ناخوشایندی با ادامه ی هجا ها میشه، اصلاح نمیکنم، برای رسوندن منظورم این مثال رو میزنم: تو هر لحظه یاد تو بودم، ولی روان بودن این مصراع رو اینجوری بیشتر حس میکنم. یا در قمست "تو رو واژه به واژه فریاد زدم" وقفه هایی در خوندن ایجاد میکنه. در این قسمت توجهتون به وزن و قافیه زیباست : نباید بهونه بدم دست تو حالا که تو فکرِ عذابِ منی همه چی مُهیاس واسه رفتنت تو تاوانِ این انتخاب منی! در این قسمت به فکرم نبودی تو یک درصدم! کمی خشونتِ عاطفی از جنبه ی ادبی کارتون کم کرده. در این قسمت هراونچه که بردی بذار و برو همینجا تهِ دل به تو بستنه کمی نا معقوله که آن چه که برده شده (به کار بردن زمان گذشته) حالا "بزار"ه. منظورم این هست که ارتباط زمانی در این مصراع گم شده. کمی افراط در نوع بیان احساس وجود داره،البته تبدیل عشق به نفرت و... از موضوعات جالب و اپیدمیکِ ترانــه هست ولی بهتره پیوندی هر چند کوتاه بین "فریاد زدن کسی در واژه به واژه" و بعد از اون "مهیا کردن شرایط رفتن و یا در آرزوی به پایان رسوندن" باشه. و درنهایت، سپاس بابت زبان صادق و صمیمانه ی ترانتون
    • سلام شیلا جان.. بله از توجه و وقتی که گذاشتید سپاسگزارم بله اون قسمت ویرایش شد بهتر شد :-) اما در مورد "هراونچه که بردی بذار و برو": خب منظور من همین بود که هراونچه در گذشته برده شده همین حالا پس بده و بره :-) در مورد موضوع تبدیل عشق به نفرت هم خواستم اتفاقا با همون تعابیر که شما اشاره کردین این مطلب رو پر رنگ تر جلوه بدم بدون هیچ وقفه یا پیوندی :-) باز هم از شما و دیدگاهتون ممنونم ،موفق باشید @};- @};- @};-
  • خوشم اومد @};- @};-
  • موفق باشی عزیز @};- @};- خوشحال میشم یه نظری بدی برای ترانه جدیدم :-x
  • سلام ترانه خوبی بود همیشه شاعر باشید @};-
  • درود بر شما @};- @};- @};- ازتون انتظار کارهای قوی تری رو دارم امیدوارم کارهای بعدی شما جای هیچ حرفی رو باقی نذاره @};- @};- @};-
  • تبریک. خوب پیش رفتید و موضوع رو بیان کردید ولی ای کاش کاملتر بیان میکردید @};- @};- @};- --------------- شما هم دعوتید به ترانه جدید من که دوباره تایید شده
  • سلا مريم عزيز بسيار زيبا بود فقط بندهاي ابتدايي يه كوچولو دوگانگي زبان داشت اما رفته رفته كار خودشو نشون داد لايكم تقديمت @};- @};- @};-