بیا

نمی خونم بیا پروانگی کن
فقط ساده بیا و زندگی کن
نمی خوام که بیای دورم بگردی
چون این کارو یه بار با من نکردی
نمی دونم چرا از من گذشتی
چرا رفتی هنوزم بر نگشتی
فراموش می کنم درد و غمامو
می دونم می شنوی هر شب صدامو
چرا از حس تنهایی بخونم
می خوام باشی و پیش تو بمونم
بخونم از تو تا روزی که هستم
بگم جز تو به عشقی دل نبستم
نمی خونم بیا پروانگی کن
فقط ساده بیا و زندگی کن

می دونم مثل من دور و ورت نیس
که عکساتو ببینه با چشمای خیس
بیا ساده بیا همخونه باشیم
که اینجوری داریم از هم می پاشیم
بذار باتو بمونم تا بمیرم
نمی خوام بی کس و تنها بمیرم
تو اون عشقی همون بانوی قصه
رها کرده منو تو باغ غصه
حالا وقتش رسیده عشق خوبم
ببینی بی تو همرنگ غروبم
نمی خونم بیا پروانگی کن
فقط ساده بیا و زندگی کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: