تعبیت / خسته شدم

احس اتصوّرک ویای ، ولا غمّض جفن عینی
سهرت ابذکریاتک دوم ، او ضحکاتک تاذینی
***
صوت الشارع الفرحان ، او رنین الساعه سکّرنی
وفر والدنیا تمطر خیر ، الطاعه ربّی ذکرنی
***
ارید اقسم و اعذب الروح ، الحد الان احبّنک
الالم ینزل علیّ الوان ، یمحبس بیدی اضمّنک
***
تعبیت اعلی درب الشوق ، بیتی امحزن الامی
القلم خاف الفتن لحظات ، ما غنّالی بنغامی
***
شبعت امن العمر والنوح ، غرگ قلبی اببحر قاسی
تخیّل لی اموت الیوم ، انحبس فکری ابوهواسی
***
معنی:
چشام بی وقفه بیدارن ، تو رو هر لحظه می بینن
همش با خاطراتِ تو ، کتابِ قصّه می چـــینن
***
توگوشم بوقِ ماشین ها ، تو ذهنم تِک تِک ساعت
اذان از آسمون تابید ، به روی سُک سُکِ طاعت
***
قسم خوردم به تنهایی م ، هنوزم عاشقت هستم
با این دردای ناجوری ، تو حلقه موندی در دستم
***
تو این موجِ گرفتاری م ، فضای خونه داغونه
قلم از حسِ من ترسید ، غزل واسم نمی خونه
***
چرا از زندگی سیرم ، چرا غرقم تو احساســم
شب و روزام خیالی تار ، همش داغونِ وسواسم
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۲۰/۱۱/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: