کل روزا . . . کل دنیا . . .

با کفر می جنگی و مرگو خسته کردی

ای بچه شیر زخمی ، عباس دلاور

یک عمر با من زندگی کردی و حالا

اینجا دم رفتن به من گفتی برادر؟؟؟

بعد از تو باید کل روزا … کل دنیا…

اصلا زمینو آسمون مشکی بپوشن

چند ساعته از پیش من رفتی عزیزم؟؟؟؟

چشمای نازت چی شدن؟؟؟؟ دستات کوشن؟؟؟؟

سقای من ، همراه من ، جان برادر

چه مرهمی رو داغ زخم تو بذارم ؟

پاشو ببینن اهل عالم خوبه حالت

دشمن نفهمه بعد تو یاری ندارم

مشکو همه دنیا فدای تار موهات

اجر جهادو از خود مولا بگیری

جانم فدای تو عزیز نازنیم

به من بگو که آب خوردی داری میری؟؟؟؟؟

” فروغ تاجیک ”

۲۱/۱۱/۹۲

۰۴:۱۳ بامداد

——————————

پ.ن : بلاخره نوشتم

مدت ها بود نذر آقا کرده بودم

نذری که بین منو خود آقاست

اگرچه ترانه من لایق پیشگاه مقدسش نیست .

نمیدونم چرا موقع نوشتن از زبان امام حسین (ع ) نوشتم ؟

این ترانه فقط جهت ابراز ارادت بود

فقط ابراز ارادت…

—————————–

پ.ن ۲ : تازه از سفر عشق برگشتم
و هنوز تو حال و هوای کربلام
به معرفت عباس (ع) قسم
تازه معنی عشقو فهمیدم . . .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: