کابوس

عجب حالِ بَدی دارم

تو این بیداریِ موهوم

شبم مانوس غَم ها شد

یه زَخمِ کهنه و مسموم

شده کابوسِ بیداریم

همین بیهوده بودن ها

همین احساسِ دلتنگی

همین با تو نبودن ها

هنوزم دلخوشیم اینه که یک روزی تو برگردی

بپرسی از دلِ تنگم چه روزایی رو شب کردی

چقد حالم بده بی تو

مثلِ دریایِ طوفانی

شبایِ انتظار سَرده

مثلِ یلدا چه طولانی

ببین با اینکه رفتی تو

یه دنیا خاطره دارم

به حدّ مرگ تنهامو

از این تنهایی بیزارم

هنوزم دلخوشیم اینه که یک روزی تو برگردی

بپرسی از دلِ تنگم چه روزایی رو شب کردی

علیرضا کریمی (عِرفا)

با سپاس از همه شما عزیزان جان

(منت بر سر بنده میذارید اگر از نقد کارهام امتناع کنید)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: