این زیر…

جدّی شدنهاتُ نمی فهمم
وا کن سر شوخی رو با ابرا
ابرا رو وقتی قلقلک میدی
بارون میاد میریزه رو قبرا
***
تقسیم کردن لاشه مُ این زیر
موشا سراغ چشمها میرن
قلبم نصیب عقربا میشه
کرما سراغ مغزُ می گیرن
***
پشت رفیقا زخمی از تیغم
تیغ رفیقا مونده تو پشتم
اونها اگر من رو نمی کشتن
من عاقبت اونا رو می کشتم
***
هر بغض، بن بست تنفس بود
شاید کمی اینجا دلم وا شه
روی زمین درها همه قفلن
شاید کلید،این زیر پیداشه
***
این زیر کرما واقعاً کرمن
این زیر موشا دست کم موشن
نه مثل اون بالا که آدمهاش….
… گرگن،لباس برّه می پوشن
***
جدّی شدنهاتُ نمی فهمم
وا کن سر شوخی رو با ابرا
ابرا رو وقتی قلقلک میدی
بارون میاد میریزه رو قبرا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: