جای خالی

چقد خالیه جای تو تو دلم یه حسی بهم گفته باید برم
تو این سال بی حاصل از عمرمون نکرده حضورتو تنها وِلَم

پشیمون شدم از سلامم به تو نمیذارِ راحت بخوابم نگات
کاش اونطور که با هم قدم میزدیم بازم آروم میشد یه لحظه صدات

نفس می کشی حال من بهتره به یادت هنوزم قدم میزنم
یه وقتایی بدجور سردرگمم به جای تو با خونه حرف میزنم
به جای تو با خونه حرف میزنم

دلم تنگته تنگه بی ساحلی یه دریا بدون تو غرق غمه
هنوزم چشای قسم خورده ام با حسرت نگاه میکنن به همه

داره اوج میگیرِ سکوت دلم از اون لحظه که گفتی باید برم
خودم گفته بودم که شاید برم خودم گفته بودم که شاید برم

دلم تنگته تنگه بی ساحلی یه دریا بدون تو غرق غمه
هنوزم چشای قسم خورده ام با حسرت نگاه میکنن به همه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: