قلب مهربونم

قلب مهربونم

دیدی گفتم یه روز به حرفم میرسی
دیدی من موندم تو آخر خط میرسی
مگه نگفته بودم غرورت رو کم کن
بیا بمون و دست تو دست من کن
هر چی شندیم هر چی که دیدم
همش به خاطر تو بود سختی کشیدم
جواب خوبیهامو با یه نگاه تلخ و ساده
به نابودی کشوندی انگار اتفاقی نیفتاده
حالا شب و روز در گیر نگامی
تا برگردم گوش به صدامی
نه دیگه این بار برنمیگردم
هم به تو هم به خودم بد کردم
دیگه نمیشه تکرار ضربان قلب مهربونم
صدایی ازش در نمیاد ایستاده به گمونم

افشین کمالی _ چهاردهم /بهمن/۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: