عشق ماه و برکه!

همونجا کنار خیالم بمون
تو رویام گمونم هوا بهتره
من اینجا همش خیس و بارونی ام
نمیخوام یه وقت حوصلت سر بره

همونجا که هستی ،سر جات باش
هنوز لایق بودنت نیستم
مث بید مجنون شدم، ثابتم
ولی پای حرفام نمی ایستم

من عمدا سرت داد کشیدم بری
فقط خواسته بودم ازت دور شم
دروغی نگفتم که دلخور بشی
ولی موقعش بود که مجبور شم

که از روی اجبار خیالت کنم
بازم حس کنم مثل قبل عاشقم
که عادی نشه روی ماهت برام
که ثابت کنم عین قبل لایقم

چقد خوبه که باز دلم شور زد!
همش با خودم میگم الان کجاس؟
یعنی دل به دل راه داره هنوز؟
منو کم نداره؟ اصن رو به راس؟

شاید موشو کوتاه کرده الان
شاید طرح ابروشو تغییر داد
دوباره یه حسی مث اون قدیم
هواتو وزش کرد و تکثیر داد

میخوام باز دوباره سراغت بیام
نگو نه…که چیزی ندارم بگم
میخوام پای تو کم بشم،آب شم
تو هم فکر من باش مث قبل یکم

دوباره من و تو به هم میرسیم
شاید عشق ما مثل قبل پا گرفت
تو ماهی و من برکه ی ماهیام
اگه ماه بود ،برکه معنا گرفت…

(حمیدرضا زرگران پور)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: