حادثه ی دلخراش…

یه دنیا دوریم از هم ،درست همین حوالی
اون حس خوبه پیشو…ندارمو.. نداری..
باهاش میگی میخندی، لحنت مهربونه
با منم اینجور بودی، ولی حیف نمیدونه
شدی برده ی حرفاش، همه چیو میدونم
نمی خوام که بسازم..نمیخوای که بمونم
احساسمو فروختی..به قیمت یه هرزه
یه روز میاد میفهمی که عشقش نمی ارزه
از عاشقی که حرف زدی،باید وفادارم باشی!
تو عشق اولم بودی… نشد که آخرم باشی
نجابت غریبت ببین چه زود غریب شد
از آسمون قلبم، عشقت چه بی نصیب شد
قسم خوردم که دیگه سر به سرت نذارم
حساس نمیشم رو تو، کاری باهات ندارم
میذارم عشق تو رو کنار خاطراتم
همونجا که میگفتی: " همیشه من باهاتم"
یه روز منو میفهمی، یه روز میگی که کاش بود
گفتی که عشق حادثه س… حادثه دلخراش بود…
خداحافظ عزیزم، آخه یکی رو داری…
مدیونی اگه بازم، اسم منو بیاری .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: