عوارض دیونگی

هنوز یه وقتا آینه هم،تورو به جام نشون میده
عکسات بازم با خنجرش،مگه به من امون میده؟

حال و هوای این روزام،مثل یه اعدامی شده
میدونه مرگش این روزاس،دیدنت الزامی شده

تو انفرادی اما هی،مشتی به دیوار میزنه
خیالِ خامش که هنوز،کور سویی واسش روشنه

این حسو حالِ لعنتی،مثل خُره به جونمه
توی رگام خاطره هات،جاری بجای خونمه

صد دفه خواستم یجوری،تورو فراموشت کنم
اما تا شب شد یهویی،خواستم که آغوشت کنم

دیدم که باز تو نیستیو،بالش توی آغوشمه
تو این هوای بی نفس،خیالِ تو تن پوشمه

دارم به من شک میکنم،به این نمیگن زندگی
این حال و احوالو میگن،عوارض دیونگی

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: