عذاب نبودنت….

رفتی و این دود سیگار
شده همدم این دل بیمار
رفتی دم و باز دم میکشم کام سنگین
که شاید کم بشه یه ذره از دلتنگیم
رفتی خاطراتتو هر لحضه از بر می کنم
ای کاش به این نبودنت روزی عادت کنم
منو این تح مونده های سیگار
که منو از زندگی کرده بیزار
نمی خوام در نبودت بکشم یه نفس راحت
نیستی و هر شب میکشم یه پاکت
دیگه نمونده اثری از عطر تنت
از بس که بغل کردم این پیراهنت
رفتی این خونه رو کردی غمکده
بیا برگردو به این تن بی جون دوباره نفس بده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: