می تونیم

"می تونیم"

می تونیم پرنده باشیم هََمَه مون

دو تا بال از جنس پرواز بسازیم

می تونیم تو بازی ثانیه ها

به غمای اََلَکی جون نبازیم

می شه پیوند بزنیم با یه نگاه

رو درخته بی کسی دوستی ها رو

خوش باشیم و بکنیم با هم دیگه

واسه غمها قفسی دوستی ها رو

می تونیم باغچه خالی دلو

پر کنیم از گل نیلوفر و یاس

می تونیم ما واسه خار غصه ها

بسازیم از عشقمون تیغه داس

دلامون اگر چه قد مشت ماست

می تونیم ازش یه دریا بسازیم

می تونیم اتاق سرد و کوچیکو

با محبت قد دنیا بسازیم

می تونیم باشیم ما مثل آینه ها

واژهء دروغو آتیش بزنیم

نباشیم تو پوسته گوسفندا ما گرگ

حرفی از دوستیا با میش بزنیم

…………………………اصفهان۱۳۸۷

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدی محبی کردسفلی

می نویسم، می خوانم ، دوست دارم و عشق می ورزم به همه کس و همه چیز ... به خدایی که بودنم از اوست... به پدر و مادری که خوب بودن را به من فهماندند... به سرزمینی که مهرش در دلم جاودانه است... به انسان هایی که در ارتباط با آن ها معنا می گیرم.... به خورشید، ماه، ستارگان، آسمان، دریا، جنگل، دشت، کویر و هر آنچه در آن ها وجه حیات یافته... به بهار، تابستان، پاییز و حتی به خزانی که سبز بودن را از من می گیرد... من عاشق زندگی ام حتی با مرگ