هیچ جا مثه خونه نمیشه

دیگه خورشید به خونه راه نداره
بذار تاریکی با خونه یکی شه
چراغی نیست تا نوری نباشه
جایی که نیستی خونه نمیشه
تو با دستات دنیامو سوزوندی
سقوط من تماشایی نداره
من از ریشه به تو وابسته میشم
تن از این تیشه آبایی نداره
من این سالهایی که ساکت نشستم
با دستام خونه رو ساختم دوباره
فقط رفتی منو تنها بذاری
من آرومم اگه دوری بذاره
خودت میدونی حسم به تو کم نیست
بذار این حس با این خونه یکی شه
من هرجای زمین باشم همینجام
آخه هیچ جا مثه خونه نمیشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: