تو خودم له شدم..

چیزی از خودم نمی دونستم!
وقتی از خودم فراری بودم..
سر هر قرارِ با تو انگار!
بخشی از یه بی قراری بودم..

هر کجا سمت خودم برگشتم..
تو رو دیدم! به نفس افتادم!
پس گرفتم همه چیمُ از تو،
از تو نگذشتم و پس افتادم..

هر کجا سمت خودم برگشتم..
از تو هیچ! از خودمم رد شدمو!
"تو خودم له شدم" اونجایی که،
بی تو از خودم گرفتم خودمو..

به تو احساس عجیبی دارم..
بی تو آواره شدم! برگشتم..
تو چقد شبیه دنیای منی..
من به دنیای خودم برگشتم!

دست احساس خودم نیست! منم..
پای تو فرصت جبران دارم..
بی تو میرم.. به تو بر میگردم..
چون به احساس تو ایمان دارم!

چون به احساس تو ایمان دارم،
زندگی مثل یه رویا می شه..
با تو حتی به همین نقطه ی کور،
پای هر معجزه ای وا می شه..

در تو دارم خودمو می بینم..
بی تو به خودم خیانت کردم..
با تو اما خودمو می فهمم!
با تو میرم به خودم برگردم..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: