یک پک تنهایی

یک پاکت سیگار ..یک مرد دل مرده
عکسی که تو اینه بازم ترک خورده
یک پنجره بارون یک بغض وحشتنا ک
چشمای ابری و تا قسمتی نمنا ک
غصه به جای خون تو نبض رگهامه
تاریکی مطلق تو روز و شبهامه
رو صورت زردم لبخند پوسیده
انگار تنهایی قلبم رو بوسیده
همه به هم میگن این مرد دیوونستـــ
نمیدونن عطرت هنوز تو این خونستــــ
هنــوز دوتا فنجون رو لبه ی میــزه
اینجا چهار فصلش همرنگ پاییزه
یک پکــ به سیگارو یک پک به تنهایــِی
تو رفتیو اما هنوز ایــن جایــی
هنوز این جایی هنوزم تو هستی
کاشکی تو با دستا ت پلکامو می بستی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: