باد وحشی

باد وحشی

در میان دود و آتش
گل داره پژمرده میشه

از هجوم باد وحشی
شاخه هاش سرخورده میشه

داره قد میکشه اما
با هزار درد و مصیبت

اون خوشیهاش شده معنی
همه با رنج و مشقت

یکی نیست این گل زیبا رو از اینجا ببره
یکی نیست آبش بده نازشو یک کم بخره

باغبون نداره شاید
باغبون خودش شکسته

توی این همه هیاهو
تو لجنها ریشه بسته

اون گل پژمرده زنده اس
باز رو این شاخهء رنجور

داره جون میسپره انگار
به سیاهیهای ناجور

یکی نیست این گل زیبا رو از اینجا ببره
یکی نیست آبش بده نازشو یک کم بخره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدی محبی کردسفلی

می نویسم، می خوانم ، دوست دارم و عشق می ورزم به همه کس و همه چیز ... به خدایی که بودنم از اوست... به پدر و مادری که خوب بودن را به من فهماندند... به سرزمینی که مهرش در دلم جاودانه است... به انسان هایی که در ارتباط با آن ها معنا می گیرم.... به خورشید، ماه، ستارگان، آسمان، دریا، جنگل، دشت، کویر و هر آنچه در آن ها وجه حیات یافته... به بهار، تابستان، پاییز و حتی به خزانی که سبز بودن را از من می گیرد... من عاشق زندگی ام حتی با مرگ