بابا

تقدیم به همه پدران از خود گذشته…

ای رفیق باد و بارون ، مونس شرجی و سرما
تا تو هستی ، عاشقی هست ؛ روشنه چراغِ اینجا

رو نکرده غصّه هاشو ، اون نگاه پُرِ مهرت
منو بسپار به حریر ِ دستای بی خط و زبرت

ریشه بسته تُو صبوری ، تنِ خسته ت ، دلِ مجروت
حتّی شلاق حوادث ، خم نیاورده به ابروت

پینه ی دستاتو کاشکی بشه با بوسه بدوزم
طرح لبخند قشنگت ، رنگ عشقمه هنوزم

من پرنده ی تو بودم ، من پرنده ی تو هستم
من غرور زندگیمو ، به غرورت گره بستم

تُو کتابا خونده بودم : بابا آب داد – بابا نون داد
ولی بابا به پرنده ش رسم پروازو نشون داد

بابا یک تنه حریفِ همه ی غمای دنیاست
الهی نشکنه قلبش ، آخه این قلب یه باباست

709
۳۵

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون