بیدارمو دنیامو با سیگار پر کردم..

تردید داری که بهم وابسته شی یا نه

چن وقته از این بازیایِ مسخرت سیرم

حس می کنم راهی نمونده جز طلاق از هم

شاید زیادی زندگی رو سخت می گیرم

***

حق با توئه این مرد در حدِ توانش نیست

مال تو باشه یا بتونه همسرت باشه

اونقدر شک داری که گاهی باورم میشه

شاید غریبه جایِ تو، توو بسترت باشه

***

من دوستت دارم ولی این عشق کافی نیست

رو تخت،حتا بوسه هامون بی حس و سرده

می خوابی و عین خیالت نیست که این مرد

بیداره و دنیاشو با سیگار پر کرده

***

حالم خرابه مثلِ مردی که کم آورده

اما هنوز آرامشش رو با تو میبینه

واسه کسی که درد داره قدِ تنهاییش

شاید نفس های تو تنها راهِ تسکینه

***

چشمامو میدوزم به سقف و دودِ این سیگار

دستت رو میندازی به دورِ شونه هایِ من

چشمات بستست و لبات رو خطِ بازومه

بوی تو میگیره تموم لحظه های من

***

می دونم این شک کردنا دستِ خودت هم نیست

عادت یا شاید از سرِ دوس داشتنِ محظه

هر چی که باشه من تورو اینجوری می خوامت

هر چند دنیامون جهنم باشه هر لحظه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: