توچشمام اینو میخونه

بعد از یک مدت تقریبا طولانی دوباره سلام
چشاش آرومه آرومه
وموهاش بید مجنونه
نگاهش عاشقم کرده
ولی هرگز نمیدونه
لباش همرنگ آلاله
دل از هجرش پراز ناله
نمیدونه که از دوریش
دل بی طاقتم خونه
صداش از جنس مهتابه
دلم در سینه بی تابه
چرا شعر محبت رو
برای من نمیخونه
کنارش غصه میمیره
نباشه خونه دلگیره
به لبخندش گرفتارم
توچشمام اینومیخونه

تنش از جنس خورشیده
پرازگرمای امیده
کنار حرم تن پوشش
وجود من زمسونه (زمستونه )
دلم پیش چشاش گیره
همش بازیه تقدیره
نباشه درکنار من
چشام همرنگ بارونه
نگاش طبیب دردامه
خیالش تا ابد بامه (باهامه بامنه )
خودش میدونه بی چشماش
دل من کنج زندونه
کنارش غصه میمیره
نباشه خونه دلگیره
به لبخندش گرفتارم
توچشمام اینومیخونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: