اینجا کسی مرگ منو نفهمید

پیش چشای تو زمستون شدم
وقت گذشتن از تو مجنون شدم
هرچی که داشتم به دوچشمات دادم
توی نگاهت خیلی مظنون شدم

راه تو از من و دلم جدا بود
یادتو کردن بدترین نوا بود
درد منو هیچکسی درمون نبود
چشمای تو درد منو دوا بود

زل زده غم به تارو پود دلم
بیاببین چقد غریبم گلم
اینجا کسی مرگ منو نفهمید
انگاری عمریه که زیر گلم

چشماتو بستی روی من عزیزم
نمیدونی چی میکشم عزیزم
هرچی کشیدم ازتو و چشات بود
فدای اون چشات بشم عزیزم

کاشی میشد یه کم تو درکم کنی
نگی بدم بی خودی ترکم کنی
به بغض و غم عمر منو ببندی
تو گریه هام فقیر اشکم کنی

هرجابری بازم دعات میکنم
با هق هقم همش صدات میکنم
صحرای محشر دنبالت میگردم
اونجارو هم خودمو فدات میکنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

833
۵