بد نمی بینم

تو یه دنیایی نشستیم , که همه از هم بریدیم
پشتِ هم خنجر گرفتیم, دشمنی ها کم ندیدیم
هوس شد عشق, تظاهر کرد به پاکی
همه بی حس, همه شد سنگ این موجودِ خاکی
خیانت شد, ابزاری برای مرد بودن
همه بد شد, دلیلی نیست برای خوب بودن
همه تنها, همه بی کس, همه افسرده حالیم
همه بی هم, همه با غم , صدای ناله داریم
جهان ما شده مثلِ شبای بی ستاره
گرفته آسمونو ابرِ تارِ پاره پاره
خدا بارون ببار امشب به این دشتِ کویری
چی میشه این سیاهی رو از این دنیا بگیری
نه لبخندی , نه عشقی , نه نگاهی
نه امیدی به معشوقه, نه بوسه گاه گاهی
نفس گیره هوای شهر و این خونه
همه اینجا با تنهایی رفیقن تا یه همشونه
ولی من بد نمی بینم , اگر چه گاه بد بینم
من امید و با این چشمام, تویِ آیینه میبینم
بیا من , تو , همه باهم, نقابامونو بر داریم
یه دنیای قشنگی رو , به نسلِ بعد بسپاریم
همین چند روزه که هستیم, بدون مرز عاشق شیم
بدونِ وقفه پر احساس, از این دنیا رها باشیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

984
۱۴