نمیتونیم

تو این خونه دیگه جایی واسه موندن نمیمونه/ یه چوری اشک میریزی که بارونم نمیتونه/چقدر روزای خوب ما سریع از پیش ما رفتن/تموم لحظه ها غم شد،دلیلش رو کی میدونه؟؟/چقدر دستای ما سرده،چقدر بی روح و دلگیریم/نه میتونیم که خوش باشیم نه از دلتنگی میمیریم/بهارا رنگ پاییزه ،غروبامون زمستونه،میخوایم بهتر بشیم اما نه میتونم نه میتونه ……..
"محمد جواد صبرجو"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: