دیوونه

کسی که دیوونش شدم حالا پیشم نمی مونه
شدت دیوونگی هام شاید اونو می ترسونه
وقتی نمی دونه چقد پیشم نباشه ناخوشم
حتماً نمی فهمه که من شبا چه دردی می کشم
مثل من اینجوری خراب، کسی نمی تونه باشه
فقط یه دلباخته ی محض، کسی که دیوونه باشه
طاقت گفتن ندارم نفس تو سینم می گیره
اگه بخوام حرفی بگم میزاره از پیشم میره
زخم روی زخمهای دلم راحت و آسون میشینه
کسی که می میرم براش وقتی منو نمی بینه
مثل من اینجوری خراب، کسی نمی تونه باشه
فقط یه دلباخته ی محض، کسی که دیوونه باشه
خیال چشماش واسه من قشنگ ترین تصوره
بدون چشم اون دیگه دنیا به درد نمی خوره
با هر نفس که می کشم دلبسته تر بِهِش میشم
دل و و نفس رو نمی خوام وقتی که میره از پیشم
مثل من اینجوری خراب، کسی نمی تونه باشه
فقط یه دلباخته ی محض، کسی که دیوونه باشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: