تردید (Lyrics By VG)

یه تردید عجیبی داره چشمات
که احساس منو بیمار کرده
شبیه یه دوراهی توو بیابون
که شکو توو دلم بیدار کرده

من از درد تووی سینه کبودم
از این تبعید توو دنیای چشمات
از این احساس یاسی که مرتب
به شک دامن زده از عمق حرفات

شریک حس من باش و با این عشق
از این تردید بیهوده رها شو
از این خواب زمستونی ممتد
با گرمای دلم آسوده پاشو

چه جوری با یه احساس مردد
تونستی توی قلبم پا بذاری؟!
دلی رو که خودت دیوونه کردی
میخوای پای یه مشت حرف جا بذاری؟!

من این روزا همش دلشوره دارم
با یه شکی که توو قلبم اسیره
فقط ای کاش این احساس زخمیم
تووی کابوس تنهایی نمیره

شریک حس من باش و با این عشق
از این تردید بیهوده رها شو
از این خواب زمستونی ممتد
با گرمای دلم آسوده پاشو

Saturday; 1392/09/09 OR 30/11/2013; 02:13 AM,,, VG

از این نویسنده بیشتر بخوانید: