آرامش

بودنت آرامش محضه برام
بودنت قرصای شادی آوره
تو علاج کل دردای منی
من یه دیوونم که حالم بهتره

عقلم و با یک نگاهت بردی و
قلبم و با یک نگاهت باختم
اونقده چشمات دیدن داشت که
غصه هام و پشت گوش انداختم

هر شب از چشمات می گم با خودم
تا که با آرامشت تنها بشم
هر شب از چشمات می گم با خودم
تا روانی تر از این حرفا بشم

دستم و واسه دلت رو می کنم
مشتت و واسه دلم وا می کنی
قلب من افتاده زیر پات و هی
با خودت این پا و اون پا می کنی

"اونقده شورش و در میارم
که از این عشق نمک گیر بشی
من میخوام پای تو از دست برم
پس باید پای خودم پیر بشی"

می تونی با یه نگاه سرسریت
بغض بدخیم من و عمل کنی
تو علاج کل دردای منی
خسته ام میشه من و بغل کنی؟

مرگ من حرف جدایی رو نزن
بی تو؟نه،حتی خیالش خوب نیست
مرگ من با رفتن تو حتمیه
من یه دیوونم که حالش خوب نیست

زندگی بی تو هجوم خاطره س
تلخن و باید بمیرم بعد تو
پس دعا کن یا خدا مرگم بده
یا فراموشی بگیرم بعد تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • زیبا بود دوست عزیز آفرین موفق باشی =D>
  • @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست گرامی . این مصرع فوق العاده زیباست : " خسته ام میشه من و بغل کنی؟ " اما یه نکته اینکه در این قسمت ها : "عقلم و با یک نگاهت بردی و قلبم و با یک نگاهت باختم اونقده چشمات دیدن داشت که غصه هام و پشت گوش انداختم" و "هر شب از چشمات می گم با خودم " یه کمی ریتم ترانه رو گم کردین . خود من هنوز در زمینه ریتم و وزن ترانه ، خیلی خوب نیستم . موفق باشی @};- @};- @};-
  • می تونی با یه نگاه سرسریت بغض بدخیم من و عمل کنی تو علاج کل دردای منی خسته ام میشه من و بغل کنی؟ =D> =D> =D>
  • ترانه های قشنگتری ازت خونده بودم.این هم بد نبود.کلا کارات رو دوس دارم @};-
  • سلام ترانه هاتون همیشه خوبن... فقط چند نکته که از نظر من اشکال داره. میتونید قبول کنید،میتونید قبول نکنید: بودنت آرامش محضه برام بودنت قرصای شادی آوره(تا به حال قرص شادی آور ندیدم) تو علاج کل دردای منی من یه دیوونم که حالم بهتره(دیوونه ها همیشه حالشون بد نیست که حالا حالش یه کم بهتر باشه) عقلم و با یک نگاهت بردی و قلبم و با یک نگاهت باختم اونقده چشمات دیدن داشت که غصه هام و پشت گوش انداختم(زمان فعل "داشت" اشتباهه...زمان ترانه ت حال میباشد) هر شب از چشمات می گم با خودم تا که با آرامشت تنها بشم(من فک میکنم ضعف تالیف وجود داره...خب تو مصرع قبل میگی: از "چشمات" میگم با خودم،پس نتیجتا" باید بگی با آرامشش تنها بشم...در کل این مصرع رو ضعیف تر دیدم نسبت به مصرع های دیگر بند) هر شب از چشمات می گم با خودم(تکرار یک مصرع تو یک یند زیاد جالب نیست) تا روانی تر از این حرفا بشم(تو یک مصرع میگی آرامش میگرم از چشمات و تو یک مصرع دیگه میگی از یادِ چشمات روانی تر میشم) دستم و واسه دلت رو می کنم مشتت و واسه دلم وا می کنی قلب من افتاده زیر پات و هی با خودت این پا و اون پا می کنی ( "بودنت قرصای شادی آوره" این بند رو نقض میکنه) "اونقده شورش و در میارم که از این عشق نمک گیر بشی( من فک میکنم "که به این عشق" درست تره) من میخوام پای تو از دست برم پس باید پای خودم پیر بشی" مرگ من حرف جدایی رو نزن بی تو؟نه،حتی خیالش خوب نیست مرگ من با رفتن تو حتمیه من یه دیوونم که حالش خوب نیست(این مصرع کل ترانه ت رو نقض میکنه...چون بند اول گفتی " من یه دیوونم که حالش بهتره".در ضمن ارتباطش با مصرع قبلی قوی نیست...احساس میکنم تو مصرع آخر باید یه ضربه ی محکم تری زده میشد) زندگی بی تو هجوم خاطره س تلخن و باید بمیرم بعد تو پس دعا کن یا خدا مرگم بده یا فراموشی بگیرم بعد تو (پایان بندی از نظر من خیلی خوب بود...البته من با خوندنِ بند یکی مونده به آخر احساس کردم که معشوق نمیره و میمونه) تماما" نظر شخصی بود...موفق باشید @};-
    • باسلام البته با اجازه _بودنت قرصای شادی آوره(تا به حال قرص شادی آور ندیدم) من دیدم :) راستش گاهی بعضی چیزهارو چون نمیتونیم ببینیم یاندیدم به این معنا نیست که وجود ندارن من یه دیوونم که حالم بهتره(دیوونه ها همیشه حالشون بد نیست که حالا حالش یه کم بهتر باشه) *دیونه ها از دید ما: دردنیایی بهتراز ما سیر میکنن واز دید پزشک ها : گاهی بیمار بهبود پیدا می کنه واینکه کسی که قرص های شادی آور هم مصرف میکنه یک حالت جنون آنی بش دست میده و این جنون آنی رو دکتر ها بش میگن حالت دیوانگیوقتی اثر دارو از بین میره حال فردی که قرص شادی آور مصرف کرده بهبود پیدا میکنه پس این بند (من یه دیوونم که حالم بهتره)تلفیقی بین نظر ما و پزشکه _ اونقده چشمات دیدن داشت که غصه هام و پشت گوش انداختم(زمان فعل “داشت” اشتباهه…زمان ترانه ت حال میباشد) *در اینجا هم از دید من: یعنی برام انقدر چشمات با ارزش بودن که غصه های قبلمو بخاطر تو دور انداختم این فرد داره برای دلدارش تکرار گذشته رو میکنه وباخودش گذشته رو مرور میکنه با احتمال زیاد و شبیه به واگویه(باخود صحبت کردن ) میمونه بنظرم از نظر زمانی مشکلی نداره البته نمیدونم قیقا از چه دیدی دیدین شما؟؟؟ :-/ _هر شب از چشمات می گم با خودم تا که با آرامشت تنها بشم(من فک میکنم ضعف تالیف وجود داره…خب تو مصرع قبل میگی: از “چشمات” میگم با خودم،پس نتیجتا” باید بگی با آرامشش تنها بشم…در کل این مصرع رو ضعیف تر دیدم نسبت به مصرع های دیگر بند) *بنظرم این بعد روانشناسی داره طرف درمعمول صحبت کردن خود میگه درونشو میشه از چشماش دید پس چشماش آیینه هی هست که وجود و باطنش رو نشون میده پس این آرامش در چشماش نشاّت گرفته از درونشه پس آرامش درچشمها مخصوص آرامشیه که اون فرد ساطع میکنه از خوش پس تا که با آرامشت تنها بشم درست نشسته البته بازم از دید بنده :"> _هر شب از چشمات می گم با خودم(تکرار یک مصرع تو یک یند زیاد جالب نیست) *تکرار مصرع در یک بیت به معنای تاکید شاعره که میخواد بگه فقط تو در خاطرم هستی _تا روانی تر از این حرفا بشم(تو یک مصرع میگی آرامش میگرم از چشمات و تو یک مصرع دیگه میگی از یادِ چشمات روانی تر میشم) * قرص های شادی آور آدم رو درحالت خلسه می بره و دراین حالت هم آرامش وجود داره هم حس دیوونگی یا همون جنون آنی _دستم و واسه دلت رو می کنم مشتت و واسه دلم وا می کنی قلب من افتاده زیر پات و هی با خودت این پا و اون پا می کنی ( “بودنت قرصای شادی آوره” این بند رو نقض میکنه) *نظر خاصی ندارم :-/ _“اونقده شورش و در میارم که از این عشق نمک گیر بشی( من فک میکنم “که به این عشق” درست تره) * راستش معمولا من میگم از این عشق لبریزم یا از این عشق میترسم یا از این عشق دلگیرم از این عشق تورو نک گیر میکنم بازم نمیتونم قطعا بیان کنم پس در این بره تا همین حد حرف میزنم چون بیشتر اطلاع ندارم @};- _من یه دیوونم که حالش خوب نیست(این مصرع کل ترانه ت رو نقض میکنه…چون بند اول گفتی ” من یه دیوونم که حالش بهتره”.در ضمن ارتباطش با مصرع قبلی قوی نیست…احساس میکنم تو مصرع آخر باید یه ضربه ی محکم تری زده میشد) *دیونه خودش حالش رو میدونه گاهی خوبه گاهی بد واین به احساسش بستگی داره ما وقتی عصبی هستیم میگیم روانی شدم یا دیوانه شدم یا بکسی میگیم دیووونم کردیا روانیم کردیا @};- _پس دعا کن یا خدا مرگم بده یا فراموشی بگیرم بعد تو (پایان بندی از نظر من خیلی خوب بود…البته من با خوندنِ بند یکی مونده به آخر احساس کردم که معشوق نمیره و میمونه) * بازم نظر ی ندارم ببخشیداااااااااااااا نظر شخصی من بود فقط @};-
      • ببخشید خانم حامی دوست...اینکه شما با نظر پزشکی به بنده جواب میدن،باید بگم که همه مثل شما سواد پزشکی ندارن...جوابه دیگه ای ندارم.موفق باشید
      • آقا امین عزیز سلام @};- راستش قصدم جسارت و پابرهنه دویدن توی صحبت بزرگترها نبود خواستم بگم این اطلاعات رو بنده خوندم و آنچنان هم پزشکی نیست حتی دربرنامههای شوک هم چندین بار نشون دادن بالاخره اگه جسارتی کردم ببخشین
      • سلام @};- بنده کوچیک شما هستم.ولی من گفتم که این ها نظرات بنده هستن و از دیده من اشتباهه.میتونن درست باشن،میتونن اشتباه...پس باید به من حق بدین با بعضی از نظرات شما مخالف باشم(با اینکه با بعضی هم موافق بودم) و قبل تر گفتم: جوابی هم ندارم. خب بخاطر همین بحثی که شد خیلی چیز های جدیدتری یاد گرفتم. جسارت چیه؟؟ باید تو بحث، هرکسی که میتونه شرکت کنه...این به نفعِ همه است.
      • سلام آقا امین @};- @};- @};- ممنون از دیدتون بزرگوار شما بزرگوارید بله حق با شماست :-)
      • ممنون آرزو خانوم که کمک کردین و نظر دادین.. @};-
      • @};- قصدم دخالت نبود فقط خواستم بگم ترانه روند خوبی رو داشت از دید من و فقط نظر شخصی بود جناب ملک زاده
      • سلام آرزوجان حالا با اینکه نظرت خوب بود ولی خداییش قرص شادی آور ندیدیم هنوز..برفرض هم وجود داشته باشه ولی هیچکی نمیدونه همچین چیزی هست یا نه ..ما تو ترانه باید حرفی بزنیم که اکثرا از اون آگاه باشن..صرفا سواد شاعر تو این زمینه یا سواد پزشکی شما دلیل توجیه کننده ای نیست.. حالا از این بگذریم بودنت قرصای شادی آوره(به نظر خودت جالبه آدم وجود معشوقش را به یک قرص تشبیه کنه و با اون یکی بدونه؟؟؟) شاید از دید شما دیوونه ها تو دنیای بهتر از ما سیر کنن ولی همه همین نظرو دارن؟؟؟این فقط نظر شماست.. حالا واقعا همه به این معتقدند که دیوونه تو دنیای بهتر از ما سیر میکنه؟؟؟؟ ونقده چشمات دیدن داشت که غصه هام و پشت گوش انداختم(زمان فعل “داشت” اشتباهه…زمان ترانه ت حال میباشد) در اینجا با تو موافقم ارزو جان در مورد نکته ی بعدیت که گفتی بعد روانشناسی داره باید بگم اگه اینه که باید از سری بعد یه روانشناس بیاد تو آکادمی و ترانه ها رو از دید روانشناسی توضیح بده.. در مورد نکته ی بعدیت اگه توجه داشته باشی امین گفت تکرار یک مصرع توی یک بند نه تو کل ترانه..شاعر میتونست این تاکید رو جای دیگه از ترانه هم بگه ..اینطوری قشنگ تر بود.. تکرار یک مصرع بلافاصله بعد از بند بعدی نشونه ی تاکید نیست بلکه فقط واسه پرکردن بند اومده تا روانی تر از این حرفا بشم(تو یک مصرع میگی آرامش میگرم از چشمات و تو یک مصرع دیگه میگی از یادِ چشمات روانی تر میشم) * قرص های شادی آور آدم رو درحالت خلسه می بره و دراین حالت هم آرامش وجود داره هم حس دیوونگی اینجاشم با تو موافقم ارزو جان در مورد بقیش هم نظری ندارم @};-
    • سلاام اول ممنووونم که وقت گذاشتی داداش منم این و بگم چیزایی که میگم در دفاع از ترانه م نیست فقط دلیل های خودمه که میتونه درست باشه یا نباشه.. .............................. قرص شادی آور روانگردان اکس انرژی زا همه تقریبا تو یه خانواده ان و مطمئن باش که قرص شادی آور داریم ;) دیوونه ها حالشون خوب نیس و الا بهشون دیوونه نمیگفتن.. حالا اگه این دیوونه بخواد قرص مصرف کنه (بودن مخاطب) طبیعتا حالش بهتر میشه .................................. زمان فعل بند دوم گذشته ست چون داره روایت میکنه خاطره ی دیدن معشوقه رو بردی باختم داشت انداختم هر چهار تا فعل ماضی هستن و فعل مضارع یا حال شون میشه می بری می بازم داره میندازم ........................... منشأ آرامش و نا آرومی همیشه چشم بوده و هست همون طور که یه نگاه آروم میکنه آدم و همون نگاه میتونه آدم رو نابود هم بکنه و این چشم هستش که آرامش رو به تمتمیت وجودی طرف انتقال میده پس آرامش فقط مختص چشم نیس بلکه اون و پخش میکنه بین تمام اعضا و آرامش مرجعش میشه کل وجود طرف مقابل نه صرفا چشماش و دوبار تکرارش هم 1 به خاطر تأکید بود 2 به خاطر نشون دادن دو موج متفاوت از یک نگاه ............................................ نمیفهمم کجاش رو نقض می کنه .............................. ما به محبت کسی نمک گیر نمیشیم.. از محبت کسی نمک گیر میشیم ................................... و باز هم نمی فهمم چرا کل ترانه رو نقض میکنه... اگه روایت رو دنبال کنی میبینی که معشوقه اومده و این باعث شادی شده اما حالا بین موندن و رفتن مردده و این این آدم داره تهدید آمیخته با التماس میکنه حالا این تهدید حتی میتونه تهدید به خودکشی باشه وقتی میگه مرگ من با رفتن تو حتمیه داره هشدار میده و التماس میکنه و وقتی که میگه من یه دیوونه م که حالش خوب یس داره تهدید می کنه که من دیوونه م مکنه هر کاری از دستم بر بیاد.. اون دیونه ای که ال روایت حالش با اومدن معشوقه بتر شده طبیعتا وقتی بفهمه که طرف می خواد بره یا مردده حالش خراب میشه ;) همین :)
      • باز هم بنده رو ببخشید چون روی صحبت محمد جان با بنده بود عرض میکنم برام عجیبه که چنین چیزی نشنیدین محمد جان راستش من در دوران دیپلمم (بعلت بعد هایا شاخه روانشناسی )با چنین مواد هایی روبرو شدم و حتی علایم و... وجود داره http://www.congress60.org/ http://professorha.ir/ http://www.ebtekarnews.com/ ravnpezeshki.mihanblog.com در منبع آخر فقط اطلاع دارند 30 درصد از مردم استفادش میکنن مطمئنا کسی که می شنود درصد کثیری هستندمیشه گفت بالای 40 درصد 30+40=70 100-70=30درصد فقط نشنیده اند گاهی حتی لذت پفک خوردن هم میتونه به معشوق بچسبه وبراش جای عشق رو بگیره آقا محمد عزیز من شاید از کوچیکی شنیدم که میگن : طرف دیوووونست برای خودش عالمی داره بیخیال وگاهی آدم عادی آرزو میکنه لحظه ای بجای اون فرد دیووونه باشه وبیخیال در مورد نکته ی بعدیت که گفتی بعد روانشناسی داره باید بگم اگه اینه که باید از سری بعد یه روانشناس بیاد تو آکادمی و ترانه ها رو از دید روانشناسی توضیح بده.. حرفت جالب بود محمد جان ولی منطقی نبود در این قسمت درصورتی شاید بارهااا تو ترانه ها شنیدیم که یا نه فقط در ترانه در خیلی جاهای دیگه که میگن :از چشمای طرف همه چیزو پی بردم یا این کلمه که خیلی هم قدیمیه که میگن چشما به آدم دروغ نمیگن محمد جان منم همینو گفتم در این قیمت بیانت در مورد نکته ی بعدیت اگه توجه داشته باشی امین گفت تکرار یک مصرع توی یک بند نه تو کل ترانه..شاعر میتونست این تاکید رو جای دیگه از ترانه هم بگه ..اینطوری قشنگ تر بود.. تکرار یک مصرع بلافاصله بعد از بند بعدی نشونه ی تاکید نیست بلکه فقط واسه پرکردن بند اومده ایشون بعداز یک بیت اون بند رو تکرار کردن نه بعداز یک بند درسته در بند وسط قرار گرفته ولی اون بند مختص به تک بیت بالا هست عزیزم ماناباشین و سربلند
      • من نظر شخصیم رو گفتم...محمد نظر شخصیش رو گفت...شما هم نظر شخصیتون و در پایان آقای ملک زاده جواب دادن...و همه چیز روشن شد. من دلیلِ این همه پافشاریِ شما رو نمیدونم. خب من گفتم قرص شادی آور ندیدم...خب ندیدم دیگه!!مگه میشه به دروغ بگم دیدم(محمد هم ندیده...اینجا تکلیف روشنه) اگه قرار باشه هرکس واسه گوش دادنِ یک ترانه بره چند مقاله رو مطالعه کنه که دیگه ترانه گوش نمیداد لطفا وقتی نظرتون شخصیه،دیگه بیشتر کشش ندین،شاید همین طور که شما نظر دیگران رو اشتباه میدونین...کسی هم باشه که نظر شما رو اشتباه بدونه. موفق باشید
      • چه کشی جناب شیخی بزرگوار بله درک می کنم چون بنده در عموم شنیدم عرض کردم و این مقاله ها صرفا برای این بود که آقا محمد خواستن ومیخواستم بگم دلیل هست که بیان کردم جناب شیخی عزیز @};- @};- وگرنه برای خودم عرض نکردم وترانه سرا برای اینکه یک مطلب رو بیان کنه قبلش در باره اون مطالعه کرده البته اگر آماتوری مثل من باشه باید حرفتون رو کاملا قبول کنه @};- موئد باشید جناب شیخی عزیز برای اینکه سوئتفاهم هم نشه دیگر زیر کامنت های شما کامنتی نمیگذارم وباعث شرمندگی بنده شد که دوستان رو با اضافه گوییم ناراحت کردم باز هم پوزش عزیز @};- گرانقدر
      • صلوات ختم کنید :-)) بخدا من نه مقاله روانشناسی خوندم نه پزشکی و نه اطلاعاتی در این زمینه ها دارم.. چیزی که نوشتم دانسه ها و استنباط های خودم بود.. و فکر نکنم حرف یا موضوع تخصصی ای در این زمینه ها تو ترانه اومده باشه.. نهایتش یه قرص شادی اوره که حالا یا وود داره یا نداره بی خیال :-) @};-
      • دوستان عزیزی که پای ترانه به بحث و نظر دادن میپردازید اول اینکه این روندو ادامه بدین و فعال باشید و دوم اینکه نظرات شخصی شما و هر کس دیگری صرفا یه نظر شخصی هست و به هیچ وجه نباید از هم دلخور بشید بعد اینکه درست یا غلط , هر نقدی , نقدی دیگر داره و مولف بهتر هست به توضیح نپردازه , البته من کم و بیش ترانه هائی از دوستمون جناب ملک زاده خوندم و قلم توانائی دارن ایشون و بخصوص ترانه رو خوب میشناسن در مورد محتوای ترانه بودنت آرامش محضه برام بودنت قرصای شادی آوره تو علاج کل دردای منی من یه دیوونم که حالم بهتره چرا باید به محتوا اینطوری بپردازین وقتی مولف در بند اول خودش میگه من یه دیونم // ادامه ی ترانه حرفهای یه دیونه هست و هر نقضی هم اگر باشه , از دهان یه دیونه میاد بیرون و این عادیه دوستان @};- راجعبه اینکه قرص شادی آور وجود داره یا نداره // اگر داشته باشه که داره و اگرم نداشته باشه این یه ترکیب سورئال هست ... و اصلا غیر عادی نیست در ترانه !!! وزن ترانه گاهی تغیرات کوچیکی داشت به واسطه بلند و کوتاه شدن هجاها و مولف بهتر آشناست و نیازی نمیبینم که مشخص کنم تنها مواردی که بیشتر به چشمم اومد : اونقده چشمات دیدن داشت که اونقده شورش و در میارم // میااااارم تلفظی جز میارم رو میطلبه خسته ام میشه من و بغل کنی؟ // خسته م که به واسطه ضرورت خسته ام شده که این برای شعر مناسب تره تا این زبان ترانه گرچه این اختلاف نظر بین ترانه سراها وجود داره که در ترانه به روانی وزن اکتفا دارند مثله همین ترانه چندانی ندارم @};- @};- @};- در کل ترانه خوبی بود @};- پاینده باشید
      • ممنووون :-) @};- @};-
  • سلام هانی عزیز .. من از طرف دوستان معذرت میخوام .. . خب نمیشناسن ! البته با انتقاد صریح شما هم موافق نبودم .. با گوشی ان شدم که ترانه ی شخص شما رو لایک کنم .. ولی مطابق انتظارم از شما نبود ..
  • @};- @};- @};- @};-
  • سلام هانی عزیز ترانه زیبایی بود و پر از تعابیر و تصاویر زیبا بود من روون خوندم مشکلی نداشتم ولی به نظرات دوستان احترام بذارید هرچند منطقی به نظر نیاد چون خواننده از سبک و ریتمی که شما نوشتی آگاه نیست و ممکنه کسی با ریتمی بخونه که روون نباشه من کاراتو دوست دارم واقعا زیباست ولی با این طرز برخوردت یکم ناراحت شدم موفق باشی و سبز لایک تقدیمت
  • سلام دوست عزيز دو نكته 1)اينكه طولاني بود 2)يه جاهايي جاموندم از ترانه چون روون نبود. ببخشيد در كل تصوير زيبايي داشتيد موفق باشيد @};-
    • جالبه که همه نظر شخص قبلیشون و میگن اما هیچکی نمیگه کجاش روون نیست و بدتر از اون کسایی این حرف و میزنن که وقتی کاراشون و میخوونم بدترین پرش های وزنی و اشکال قافی ها رو دارن.. یا اشاره کنید کجاش روون نیست یا نظر ندید لطفا
      • درود مجدد دوست عزیزم من از ترانتون اشکال خاصی نگرفتم که شما اینقد ناراخت شدین.اگر هم می گرفتم نباید ناراحت بشین.. نقد پلی هست برای موفقیت خودتون..نقدم هم مخرب نبود.. اگه میخواستم اشکال بگیرم خیلی بیشتر از اینها میشد.. من از شخصی هراسی ندارم و هرکس بود همینا رو میگفتم بهش..من نمیدونم روی سخنتون با من بود یا با آقای عباسی یا با هردومون..ولی اینو بدونید من توی ترانه هام حتی الامکان این چیزا رو رعایت کردم ومیکنم و نقدهایی که بر روی ترانه های خودم میشه اکثرا از لحاظ محتوایی و ادبی هست..آقای عباسی هم تازه به این جمع اومدن و 4 ماه بیشتر نیست که قلم میزنن ..اشکال توی ترانه های ایشون هم یه چیز طبیعی هست..اما اون چیزی که غیر طبیعی بود رفتار شما بود.. شما اگه حرفای منو با حرفای خودتون مقایسه کنین می بینید که خیلی مودبانه انتقاد کردم.. حتی اگه حرف من و آقای عباسی هم درست نباشه شما حق ندارید اینطور حرف بزنین.. اگر بنده برای شما نظر گذاشتم به معنای این هست که برای شما و کارتون ارزش قائل شدم که ترانه رو تا آخرش خوندم.. همچنان رقص قلمتان ماندگار استاد به امید موفقیت روز افزون شما
      • نه دوست عزیز ناراحت نشدم روی سخنمم با دوست قبلی بود معنای نقد رو هم خیلی خوب میدونم.. و شیش ساله که تو انجمن های مختلف ادبی میرم و کارم و واسه نقد میذارم و ازش هراسی ندارم.. فقط میگم وقنی ایرادی میگیرید دقیقا اشاره کنید کجاش این ایراد رو داره.. به نظر من کسی که 4 ماهه شروع کرده بهتره حواس و تمرکزش رو بیشتر به خودش جمع کنه تا اشکالاتش رو برطرف کنه نه اینکه بخواد دیگران رو نصیحت کنه ... شرمنده که من اهل احترامای ساختگی لفظ قلم حرف زدن نیست..حرف حق تند و تلخه.. من فقط گفتم وقتی ایراد میگیرید یا بگید کجاش ایراد داره یا نگیرید این کجاش بی ادبانه ست؟
      • سخت نگیرین به هرحال این چیزا هست تو ترانه و ترانه سرایی عذر میخوام دوست من @};- @};-
  • درود دوست خوبم اولین باره که ازتون میخونم بسیار مضمون رو دوست داشتم جسارتا دو نکته: 1- سعی کنید اینقد طولانی ننویسید..ذهن خواننده و مخاطب خسته میشه 2-یه جاهایی روونی کار از دست میرفت.سعی کنید روونی کار یکدست باشه بی ادبی منو ببخشید .رقص قلمتان ماندگار استاد @};-
  • كار زيبايي بود لايك تقديمتون اين بندو خيلي دوسش داشتم : می تونی با یه نگاه سرسریت بغض بدخیم من و عمل کنی تو علاج کل دردای منی خسته ام میشه من و بغل کنی؟ @};- @};- @};-
  • لایک تقدیمت @};- من چقد خوشوقتم زودتراز همه شنیدم ;)) =D> =D> =D> =D>
  • ترانه زیبایی ازتون خوندم خیلی حس قشنگی داشت لایک تقدیمتون =D> @};-