بی هم صدایی

نمیدونی چقدر خستم
ازین بی هم صدایی ها
ازین که عشق من باشی
منم مجنون ترین تنها

آره حرفامو باور کن
توکه از غصه ها دوری
منم اون خسته از بودن
تو تکرار غم دوری

تو ای زیبا فقط یک بار
بیا بشنو به رسوایی
تموم حرفای مردی
که عشقش شد تماشایی

فقط یک بار بزار چشمات
مث آیینه واسم شه
گناهی نیست آخه این کار
میخوام این حسرتم کم شه

بیا تا باور بودن
با من همراه این شب شه
نمیخوام این نبودن رو
مث اشک روی این لب شه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: