شکلک

سلام ای کسی که چشماش با شکوه تر از غروبه
حالمو اگه بپرسی ، به دروغ میگم که خوبه
یاد اون روزا که دستام واسه دستات استوا بود
این روزا دستای خالیم ، بدتر از قطب جنوبه

خالی ان دقیقه هایی که بدونت بی عبورن
شادیام منظره هایی از یه حسّ سوت و کورن
این چشا جزیره بودن توی اقیانوس چشمات
ولی از وقتی که رفتی ماهیِ دریای شورن

غصه ی بی کسیامو وقت رفتنت می خوردی
محرمی پیدا نمی شد ؛ منو به خدا سپردی
خواستی مجنون داشته باشی ؛ ولی مجنون شدی لیلی
آخه تقصیر خودت بود ، دل بد کسیو بردی

دو تا شکلک که کشیدی ، گفتی اون تو ، گفتی من این ،
جای لبهاشون دو تا U (یو) ، کشیدی گفتی بخندین ،
رفتی و خبر نداری شکلک من غصه داره
یا لباش یه خط صافه ، یا یه منحنی به پایین

رو صدای قلب خسته م ، غما زیر و بم می ذارن
شبا سنگینی ِ یادت ، پلکامو رو هم می ذارن
به ترانه هام سپردم نذارن تنها بمونی
باز دلم راضی نمیشه ، میدونم که کم می ذارن

گفتی هیچ جا جا نداری ؛ عزیزم بین کلامت !
این دل تنگ و کوچیکو بپذیر ، زدم به نامت
چرا آفتابی نمی شی ؟! نکنه از این می ترسی
قلب من تو رو می بینه ، وایمیسه به احترامت !

681
۲۴

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون