نگو خستم از این رؤیا

از احساسم خبر داری
از این که بی تو می میرم
از این که عاشقم کردی
از این که بی تو دلگیرم
منم اونی که دور از تو
دلش از غصه پاییزه
به یادت هر شب این لحظه
چشماش از اشک لبریزه
نمی دونم خبر داری
که از دوریت چه بی تابه
شبا از روی دلتنگی
به یادت اون نمی خوابه
نگو از پیش من میری
نگو این آخرین روزه
نگو خستم از این رؤیا
که این دل بی تو می سوزه
نگو یادم ازت میره
نگو اصلاً نمی تونی
نگو بی من نمی میری
نگو با من نمی مونی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: