حبس – محسن رمضانی

تو بیداری تو این سلول منم یه عمره بیدارم،

من از هرچی که آزاده تو این زندون بیزارم،

منو توی خودم کشتی از این اعدام باکی نیست،

من این عشقو پرستیدم که این احساس خاکی نیست،

دلم می گیره اما تو دلیل دل خوشی هامی،

توی این راه طولانی توی این عشق باهامی،

تو معصومی تورو باید برای عشق حاشا کرد،

کجای این گرفتاری میشه مثل تو پیدا کرد،

از این بیراهه رد میشم تو تنها راه این دردی،

تمام سال و بیدارم که ازاین حکم برگردی،

تو برگردی و این سلول از این احساس عاشق شه،

جهان یه شیئه که باید برای حبس لایق شه،

تو زندان بان این شهری تو محکومی به آزادی،

تموم شهر زندونه تو تنها جای آبادی،

تو معصومی تورو باید برای عشق حاشا کرد،

کجای این گرفتاری میشه مثل تو پیدا کرد…

 

محسن رمضانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام... میپسندم... و اینکه از پاسخی که در کامنتای دوستان گذاشتید هم بهره بردم...ممنون... من در میون این همه نویسنده خوب در این سایت، شما رو بیشتر میپسندم.ممنون. @};-
  • سپاس از همه ی دوستان
  • کار بسیار زیبایی بود
  • سلام احساس قوی و زیبای ترانه ی زیبایتان را دوست داشتم موفق و پیروز باشید @};-
  • =D> زیباست رفیق
  • بابت همه ی کامنت ها و لطفتون سپاس... امیدوارم با کارهای بعدی مشکلات جبران شه.
  • (خوشی و با) با هم قافیه نمیشن بهتر بجای برای در ترانه از واسه استفاده بشه دوست عزیز ایده جالبه ولی توصیفات پراکندست فقط رژه ی توصیفاتو می بینیم در ضمن دوست عزیز سعی کن در ترانه ها بیشتر از استعاره استفاده کنی تا تشبیه
  • تمام سال و بیدارم که ازاین حکم برگردی،!!!! معركس پسر!!! @};-
  • سپاس از همه محبت هاتون دوستان... از خوش آمدگویی تون هم بینهایت ممنون
  • سلام از خوانش ترانه ی زیبایتان لذت بردم موفق و پیروز باشید @};-
  • =D> درود بر شما آقا محسن کار بسیار زیبایی بود @};-
  • سلام جناب رمضاني منم به نوبه خودم ورودتو به اكادمي خوش امد ميگم @};- @};- @};- كار زيبايي بود فقط با شيئه در اين مصرع زياد حال نكردم(( جهان یه شیئه که باید برای حبس لایق شه،)) خوش بدرخشد @};-
  • سپاس از لطفتون بانو. زیبایی ترانه و شعر توی همینه که هرکس به فراخور ذهنیت و درکش چیزی رو برداشت میکنه. کمااینکه در ترانه ی نون و پنیر و سبزی از شهیار قنبری دو برداشت کاملا متفاوت وجود داره... که البته منظور شاعر فقط یکی از اینهاست... سپاس از لطفتون
  • سلام و خوش اومدی 1-خوشی هامی و باهامی قافیه زیاد جالبی نیست 2- تمام شهر (داغونه ) تو تنها جای آبادی قرابت معنایی بیشتری داره به جای زندون و آبادی 3-احساست خوبه اما قافیه هات رو انگار قبل از بیت مینویسی و براش دنبال متن میگردی 4-در مورد بیت 6 مصرع 2 با توجه به توضیحات باز هم مفهوم و منظور واضح نیست و امـــــــــــــــا حالا نقاط مثبت : 1- احساس قوی و گرم 2- به روز بودن لغات 3- وزن نسباتا خوب @};- @};- @};-
    • دوست عزیز ممنون ازینکه توجه کردی و بابت موشکافیت هم ممنونم. اما نمیدونم برداشت شما از شعر چی میتونه باشه که اول قافیه هارو جور میکنم... احتمالا خودتون از دوستان هنرمند هستید.سعی کردید که یک بار قافیه هارو در بیارید و بعد کلمات رو جور کنید؟ این که خوشی هامی و باهامی باهم قافیه های خوبی نیستن در تضاد با این جملتونه که اول قافیه هارو پیدا کردم و بعد... اما خوشی هامی..... با هامی.... نمیدونم شاید نظر شما درست باشه برادرم. اما در مورد زندونه و داغونه: شما زندان رو جای خوبی نمیدونید، برداشت ها از زندان میتونه جایی داغون-خراب نمور و باشه اما هرجای خرابی زندون نیست. سپاس از دلسوزی و راهنمایی ت برادرم.
  • سلام بی نظیر بود دوسش داشتم =D> =D> @};- @};- @};-
  • منو توی خودم کشتی از این اعدام باکی نیست، =D> ورودتون رو به آکادمی خوش آمد می گم و لایک @};- @};-
  • خوشحال میشم دوستانم در آکادمی ترانه رو در فیسبوک ببینم. موفق باشید. https://www.facebook.com/mohsen.ramezani.1370
  • سلام ..این که روح و و روان خودتونو به یه سلول تشبیه کردید جالبه ولی کمی توو پرداخت ضعیف عمل کردید مثلا توو مصراع (جهان یه شیيه که باید برای حبس لایق شه ) از نظر مفهومی با مضمون اصلی مغایرت داره چون اولا اینکه جهان رو جزو اشیا قلمداد کردید که مناسب نیست 2 ـ زندونی شدن و حبس کشیدن چیزی نیست که لیاقت بخواد مگه اینکه به جای جهان همون سلول وجودی رو در نظر می گرفتید که برای بدست اوردن عشق لیاقت حبس کشیدن و زجر کشیدنو داشته باشه مثلا شاید برای تکمیل مصراع قبل این بهتر بشینه تو برگردی و این سلول، از این احساس عاشق شه .....تنم با جرم دل بستن برای حبس لایق شه *** تو زندان بان این شهری، تو محکومی به آزادی تموم شهر زندونه تو تنها جای آبادی =D> آفرین ..قشنگ بود در کل برای ترانه اول خیلی خوب بود امیدوارم صراحتمو ببخشید دوست محترم وبراتون آرزوی بهترینها رو توو ترانه دارم ..با سپاس @};- @};- @};-
    • با سپاس از توجهی که کردید بانو. بگذارید در کوتاه ترین جملات ممکن به نقد دلسوزانه ای که کردید پاسخ بدم. دراین شعر زندان/سلول/ حبس روح و روان شاعر نیست. اگه در مصرع یک دقت کنید این فرضیه نقض میشه. زندان عشقه. در نظر عموم. اما دیدی که من توی این شعر داشتم میدان دوست داشتن و دوست داشته شدن رو به یه حبس خوب! تشبیه کردم. این شعر در واقع با یه پیش زمینه ای از اتفاقی شخصی گفته شده. که برگشتن از حکم اشاره به همون داره. اما مصرعی که جهان به شی تشبیه شده؛ جهان خود من هست.جهان شاعر. بدون عشق شیئی بیش نیست. مصراع های بعد هم اینو تایید میکنند. و من نقطه ی اوج شعر رو همون مصرعی ویمدونم که جهان باید برای حبس:عشق لایق بشود. ممنون از توجهتون بانو. موفق و سربلند باشید.
      • سلام ممنون از پاسختون ...حق با شماست ولی توو ترانه و شعر به علت استفاده از تشبیه و استعاره زبون ترانه می تونه چند پهلو باشه و برداشتها متفاوت ..وهرکسی نسبت به فراخور ذهنیی که داره می تونه برداشتی متفاوت از شعر داشته باشه که البته همین باعث قوت یه ترانه هست ...هیچ لزومی نداره شاعر در مورد کارش پاسخگو باشه.و منظورشو از ترانه بیان کنه ..که این مسله با نقد فرق میکنه چون نقد چه مثبت و چه منفی از نظر فنی به چالش کشیده میشه واینجا شاعر حق داره از کارش دفاع کنه ولی مسله من نقد نبود و برداشتمو از ترانه نوشتم و جواب شما هم قانع کننده بود وممنون که با برخورد منطقی باعث روشنتر شدن من شدید ..موفق باشید دوست عزیز @};- @};- @};-
  • درود و خوش امد @};-