خودکشی

اشک تو چشمام خونه کرده
روزُ بی تو سر بردن خود درده
نمیدونم چوب چی رو میخورم
مگه دل من چه گناهی کرده

تا کی بشینم که برگردی
زمستون سرکردن سخته تنهایی
چشمام دیگه سو ندارن
تا کی منتظر بمونم که بیایی

پای ثابت ترانه هام شدی
تا کی باید از انتظار گفت
شاید وقتش رسیده که
حقیقت عشق رو پذیرفت

خودکشی رو تمومش میکنم
یادم نبود که از اول سهم خودم بودم
به گذشته ام که نگاه میکنم
مثل دیوونه ها میخوندم به خودم

دلم زیر پات له شده بی خیال
نمیشه تقاصش و از تو بخوام
میدونم سخته ولی من میتونم
میمیرم و دوباره به دنیا میام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: