نداشتم حالِ اثباتش

سلام خواستم برم چون خواستم از وابستگیام جدا شم و بیشتر خودمو بشناسم
اما اصرار بعضیا واسه موندنم وقتی حس کردم از ته دلشونه باعث شد تا برگردم همونایی که بهترین شب تولد زندگیمو توو همین فضای مجازی واسم رقم زدنو خاطرشون خیلی واسم عزیزه ….

بزن زیر چهار پایه یه عمریه که من خســــــــــتـم
نمیخوام دیگه ثابت شه که این بار بی گناه هستم
بزن راحت بشم بسه تمومش کن نفس هامــــــــو
خودم میخـــــــــــــــــوام برم دیگه بِبُر از روزگار پامو
منو اعدام بکن این بار بی جـــــــــرم بی گناه بودن
همه دنیا واســــــــــــــــم تاره همه ی راها نابودن
دیگه نایی ندارم که بمــــــــــــــــونم تووی این دنیا
بزن زیر چهـــــــــــــــــــار پایه ببر من رو به این رویا
آخه رویای من مرگه نفس هام موجــــــی از درده
یه قرن مُرده احساســـــــــم یه عمریه تنم سرده
چقد این لحظه ها زیباس که من هم دیگه میمیرم
یه دنیا خســـــــــــــتم از دنیا جوونی با دلی پیرم
بزن زیر چهــــــــــــــــار پایه خلاصم کن تو از دردم
یه چند وقتیه که با عشــــــــق پی یه قبر میگردم
آخه اونکه دوســــــش دارم منو وادار به مُردن کرد
نمیخـــــواست کم بیاره اون دلش هوای بردن کرد



زدیو مـــــــــــــــــن دارم میرم ازین دنیا و از یادش
درسته بی گناه بودم نداشـــــــــتم حال ِ اثباتش.

ممنونم از خواهر برادرای گلی که همیشه همراهم بودن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: