خندت

میخام دیوونه شم با یادِ خندت
به جون ِ بغض من افتاده خندت

شبیه ِ حَل شدن تُو متن رویاست
بهم احساس خوبی داده خندت

حسِ لم دادن ِ تُو بستر ِ شوق
مث برف بازی تُو مرداد ِ خندت

میشه تا عمق لذّت رفت و برگشت
فقط با یه بلیطِ ساده ، خندت

یه دستی داره تُو نقضِ سکوتم
طنین ِ نازکِ بیدادِ خندت

قفس یک قصر خوشبختیه وقتی
یه زندون باشه با ابعاد خندت

ازت دورم ولی دلتنگ ِ چشمام
خیال ِ دیدنش آزادِ خنده ت؟!

بخند تا روزهای خوب عمرم
مساوی باشه با تعداد ِ خندت

یهو دنیا واسم زیباترین شد !
گمونم اتفاق افتاده خندت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

960
۲۵

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون