شبِ یلدا

یه مسافر توی تنهاییِ شب، یه ستاره تو قبیله ی خیال
کم نفس؛ کنارِ ساحلایِ دور، شب یلدا؛ تویِ شهر آرزوهای محال

وقتی که صدایِ شب، ثانیه ای بیشتر میشه
صدایِ گریه یِ تو، تو آسمون پرپر میشه

گریه ها اول کارن، خنده ها پشت درن
عزیزم همه واسه گریه ی تو، خنده و شادی می کنن

پاشو دیگه تو نباید، همشو گریه کنی
فرصت گریه زیاده، تو نباید نفسی تازه کنی؟!

پاشو با شیطنتات، هوویِ تنهایی شو
واسه ی بی کسیا، همدمِ بابایی شو

مامانُ بغل کنُ، نگاهتو ازش نگیر
تو شبا قصه میگه، قصه ی موش و پنیر

واسه ی تولّدِ تو، حیف نبودم پیش چشمات
از دلم ترانه میگم، واسه آرامش شبهات

همسر عزیزم چیزی ندارم جز یه دل دیوونه که تقدیمت کنم. تولدت مبارک

از این نویسنده بیشتر بخوانید: