هم غصه

تو ای هم غصۀ بارون،به من دریارو برگردون
من دلخسته رو بازم،صدا کن با لب کارون

بذار شرجی بشه حالم،یه روزو هفته و سالم
بذار تا بعد این تلخی،شکر بارون بشه فالم

دلم از نخلای سوخته،یه عالم عشقو آموخته
که تو آغوش خمپاره،همونکه چشم به من دوخته

میشه با انفجار هم دید،نباید از زمین ترسید
یه وقتا با زمین خوردن،میشه پرواز خوب فهمید

تو ای همسایۀ دریا،نذار تنها بشم اینجا
منیکه گم شدم پشت،یه عالم خواب بی رویا

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: