تصور میشه کرد…

سلام به همه دوستان
قبل از هر چیز بابت طولانی بودن کار بنده رو ببخشید اما این موضوع موضوعی بود که مدتها فکرم رو مشغول کرده بود و حس ردم باید به زبان ترانه بیانش کنم
نمیدونم موفق بودم یا نه قضاوت رو به شما میسپارم دوستان خوبم
————————————————————————–
تصور میشه کرد…

با چشمات روز میخنده///بخواب دنیات میمیره
با اشکات غم جهانت رو ///توی یک لحظه میگیره

زمستون باشه میتونی///خودت باعث گرما شی
میتونی شاد و یا حتی///میتونی ساده تنها شی

تو میتونی تو میتونی///که هرچی هر کجا باشی
میتونی توی رویا …یا///خودت تعبیر رویا شی

تو دنیاییی عجیب داری///که جایی دیگه پیدا نیس
واسه اعجاب رویا ییت///میشه باشی مثـِ عالیس

میشه گاهی خودت باشی///نه اونی که خودت میخوای
بیا باور کن اینجوری///تو بیشتر با خودت میای

همین باور برات بسه///همین باور که تو هستی
نه اونی که یه عمری رو///به رویاش چشمت و بستی

بیا باور کنیم اصلا///جهان مثل خودش باشه
نه هیچ کس دزد میمونه///نه هیچکس میشه آقا شه

حقیقت اینه میدونی؟///که آدمها یه جور هستن
فقط میون نقشاشون ////همیشه رو به بنبستن

میدونی که جهان مثل///تاتری پشت یه پردست
تمام فکر تو اینه///که پشت پرده ها چی هست

نمیبینی شاید دنیا///همین ور باشه بی پرده
شاید چشمای تو داره///پی فیلنامه میگرده

جهانت رو تماشا کن///همونجور که باید باشه
بذار خودت واسه یک بار///تو دنیای خودت جا شه

{جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت}.۱

تصور میشه کرد اینو///اگه دنیا یه رو باشه
خودش رو بشناسه هرکی ///نه فیلمی از یه رویا شه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.۱ : بخشی از ترانه تصور کن از یغما گلرویی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: