نیمکت

زیر بارون ، روی نیمکت ….. نَم کشیدنه صداقت
زیر لب با طعنه گفتی ….. ازسَرم زیادِ سایَت

دو تا قطره از غرورم ….. از چشام چکیدو سُر خورد
گُم شدم تو دلِ بارون ….. همه ی هستیمو آب بُرد

تکیه دادم به یه دیوار ….. پای رفتنم فلج شد
رو زمین اُفتادم اما ….. دلِ تو به روش نیاورد

منو جا گذاشتی رفتی ….. با یه مُشت خاطره و دَرد
رَد شدی ندیدی اینجا ….. یکی داشت خون گریه میکرد

حالا من موندَمو هِق هِق ….. منو پَرسه و خیابون
واسه چشمام شده عادت ….. گریه کردن زیرِ بارون

کوچه های خیسِ این شهر ….. بی تو میرسَن به بُن بَست
از سفر صَرفِ نظر کُن ….. اگه فرصتی هنوز هَست

من هنوزم نَبُریدم ….. پایِ عشقو از تو سینم
من از این تنهائیه مَحض ….. از روزای بی تو سیرم

منو جا گذاشتی رفتی ….. با یه مُشت خاطره و دَرد
رَد شدی ندیدی اینجا ….. یکی داشت خون گریه میکرد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: