زمین جای قشنگی نیست

کسی چیزی نمیدونه
از احوالی که من دارم
ازین بی تاب بودن ها
ازین دلشوره بیزارم

باید راهی بشم هر روز
پی یک راه بی مقصد
دارم بیهوده میپوسم
تو این تاریکی ممتد

دیگه بعد از سیاهی ها
می دونم هیچ رنگی نیست
برای زندگی کردن
زمین جای قشنگی نیست

توی این روزا خورشیدو
قد فانوس میبینم
چشام بازه ولی انگار
دارم کابوس میبینم

زمین تاریکیه محضه
زمین بی رنگه بی رنگه
یه پای ماجرای ما
همیشه سخت میلنگه

دیگه بعد از سیاهی ها
میدونم هیچ رنگی نیست
برای زندگی کردن
زمین جای قشنگی نیست

۲۲ آذر ۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: