قاب عکس

باهام حرف بزن ، حرف ، که کم داری از من
که کم دارم از تو ؛ تو بیزاری از من ؟!

نه جادو ، نه آهنگ ، نه واژه ، نه غوغا
چه کرده سکوتت که تب کرده رؤیا ؟

باهام حرف بزن ، حرف ، سکوت تو مرگه
عطش داره گلبرگ ، تو چشمات تگرگه

سکون ِ سکوت ِ تو رنج صدامه
نگو اعتصابِ لبت انتقامه

باهام حرف بزن ، حرف ، که لهجه ت حریره
صدام کن دوباره ، که بارون بگیره

نه شوری ، نه عشقی ، مث حسّ قبره
و وِردِ نگاهِ تو تزریق صبره

کی میخونه من رو ، صمیمی تر از تو ؟
چی رو مرز لبهات ، قــُرق کرده حرفو ؟!

باهام حرف بزن ، حرف ، تموم میشه تکرار
تو عشق منی یا … یه قابی رو دیوار ؟!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

992
۳۶

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون