خواب…

تورو تو خواب میبینم
تو شبهایی که غمگینی
حس میکنم مثل منی
تو خوابت منو میبینی
تو خوابم با تو لبریزم
از احساسات بارونی
منم با ابر میبارم
فقط تو اینو میدونی
تورو تو خواب میبینم
که رویه ماه و کم کردی
خسوف دائمه بی تو
دلم میخواد برگردی
کدوم خواب میشه تعبیره
حظورت تویه این خونه
ببین اینقدر دوری که
شدم مجنون و دیوونه
تو هم مثل منی شاید
یه احساسی به من داری
خودم دیدم تویه پاییز
با ابر تیره میباری!
تو تکرار یه آشوبی
که هرج و مرج بپا کردی
تویه قلبی که از سنگ بود
یه گوشه جاتو وا کردی
تو که زاده یِ پاییزی
ولی مردادِ تو دستات
کسی که سردُ و بی روحه
بهاری میشه با حرفات
طلوع میکنی تو شبهام
زمانی که همه خوابن
به جز من باد و بارونم
واست بی تابِ بی تابن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: