بدجور گرفتارم (برای بچه های "آکادمی ترانه")

از همه معذرت خواهی میکنم…
دیگه چیزی از دستم بر نمیاد جز این ترانه و شلوغ کاری که بعد از وصل شدن نتم توی این نت خواهید دید…
همین…

"بدجور گرفتارم"

یه چند وقتی بود انگار دل همه رو وادار
به از من شاکی بودنه بدونه دادگاه کردم
ببخشید کاراتون رو سرسری گرفتمو
خودمو اون ماهی دنبال زادگاه کردم

من دل به هر دریایی میزنم پوچه انگار
مثل تام شیرجه توی حوض خالی میزنم
گاهی با سر شکسته میام با شماوو
توی آسمون باهاتون یه بالی میزنم

آره توو این سَر به جای مغز پراز هوا س
ولی پره از هوای رفاقت و دوستی
اگرچه این تن ،توی آینه خوش هیکله
ولی همه میگن:چقد تو ساده و سستی

از خودم تعریف نمیکنم اینا احساسه
که به رفاقت های شماها نشون میدم
دنیا مارو بازی میده و ما هم دنیا رو
اینجا من یه بی طرفم،که دارم جون میدم

من از این دلتنگی و حس اسارت میگم
واسه اینه که بدونید من اسیر شمام
اسیر معرفت و رفاقت و صداقت
اسیر خودم که همیشه درگیر شمام

دلیل سر زدنم بهتون فقط شعره
منّت نمیذارم بخدا دوستون دارم
آره یه وقتایی فاز غم میگیرم ولی
شما به دل نگیرید، چون بدجور گرفتارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: