پیر

نگاهم نکن روی برگشتنم نیست
نمیخوام که بازم زمینگیر من شی
نمیخوام تو اوج جوونی عزیزم
با حس غرورت بیای پیر من شی

من از گیر و دار جوونی گذشتم
توام بگذر از من برای همیشه
میخوام با تو بازم به دنیا بخندم
میخوام که جوون شم میدونم نمیشه

نمیشه منی که یه عمریه پیرم
تو یک لحظه با عشق تو گر بگیرم
من از حسرت با تو بودن گذشتم
تو این دور آخر هنوزم اسیرم

تو باید بری موندنت اشتباهه
منم توی این خونه متروک میشم
دیگه ردی از من نمیمونه و من
با زخمای مرگ آورم کوک میشم

قبول میکنم سرنوشتم رو اینبار
بذار دستم و توی دستای تقدیر
دلم نای رفتن نداره ولی خب
باید دل ببرم از این جای دلگیر

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/78959کپی شد!
687
۱۱