گلدون عاشقی

 

 

پشت سکوت چشمام ی رازی پنهون دارم 

دوست ندارم بدونی ی درد و مهمون دارم

اون روز کنار برکه روی گلا نشستی

با قلوه سنگ آبی گلدونمو شکستی

هوا هوای درده نمونده جای خنده

گلدون عاشقی رو با سنگ زده شکسته 

منم دیوونه شدم چشمامو رو تو بستم 

از پشت سر یواشکی گیتارتو شکستم 

تو هم به من گفتی برو اینجا دیگه پیشم نمون 

قصه ی شاه و پری رو برای من دیگه نخون 

هوا هوای درده نمونده جای خنده

گلدون عاشقی رو با سنگ زده شکسته 

باید که از نو بسازی اون گلدون سفالیمو 

وگرنه من هم نمیگم اون راز توی دلمو

حالا اینجا می شینم شاید بارون بباره

شاید که آشتی کردیم با همدیگه دوباره 

هوا هوای درده نمونده جای خنده

گلدون عاشقی رو با سنگ زده شکسته 

 

ترانه سرا : اسمر شجاعان

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: