بارون

باهات این مرد بارونو،یه جورِ دیگه میبینه
اگه سردِ جهان اما،کنارت بست میشینه

تا چشمای جهان خیسه،بجای ما پرِ دَرده
کنارت زندگی کردن،همه رویای این مَرده

بذار چترو ببندیم تا،بجای بغض دریا شیم
که حتی آخر بارون،تو قلب ماهیا جا شیم

کنارت حتی از سایم،از این دنیای بد کندم
فقط با خنده های تو،به این اوضاع میخندم

دارم قانونِ دنیا رو،واست برعکس میخونم
بفهمی بعد مرگم هم،باهات بی وقفه میمونم

کنارت جاذبه گیجه،من انگار رو زمین نیستم
اگه حتی بدی داری،کنارت نکته بین نیستم

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: