من همیشه عاشقت بودم…

یه چیزی بیشتر از تکرار و عادت
یه حسی بین لحظه های ما هست
یه خونه که برای من یه قصره
ولی تنها برای تو یه خونه ست
یه چیزی واسه من تغییر کرده
تو واسم معنیه تازه گرفتی
نمیشه رک بگم تا که رها شم
تو واژهامو هر باره گرفتی
تموم هر چی میشد صبر کردم
همه دردا رو با جونم خریدم
تموم لحظه ها چیزی نگفتم
با اینکه از تو ا حساسی ندیدم
به تو چیزی نگفتم از دلی که
از احساسش به تو کمتر نمیشد
به تو خوش بود و با چشمات آروم
به جز تو با کسی بهتر نمیشد
گذشت و روزها رفتن و اما
تو چیزی از دلم احساس نکردی
دیگه معنی نداره این تعهد
به تو که پای این احساس سردی
تموم کارهایی که می کردم
تموم حرفهایی که نگفتم
تموم حسی که نشنیدی از من
من از بودن کنا ر تو شکفتم
می خوام باور کنی حالا که میرم
اگه کم بودم اما لایقت بودم
بذار فریاد کنم موقع رفتن
بفهمی من همیشه عاشقت بودم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: