فقر و بدبختی

فقر و بدبختی
همش در فقر و بدبختی ،خدایا خیلی بد حالم
تو پروازای اینگونه ، شکستی تو پر وبالـــم
***
تنم می لرزه از سرما ، و در گرما بد آهنگـــم
بهارم شکلِ دریا شد ، خودم با خودم می جنگم
***
متاعم ناله و غم هست ، شبا تا سحر بیــدارم
دل و جانم سفر کرده ، تو خواب و دردِ افکارم
***
به سختی می نویسم باز ، پیامِ خسته از سینه
ندیدم روی خوش امّا ، میگن زیبا و شیرینه
***
بیا توی دلم بنشین ، تو ای بختِ بد آمـــــوزم
بیا در گودی افتادم ، می ترسم بی تو می سوزم
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۴/۰۹/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

606
۶