جزیرۀ مجنون

مثل جزیره ای که هی،محتاج به موجای توِ
طوفان بشه بارون بیاد،مجنونِ موهایِ توِ

دلم شده آتشفشان،لبریز رویاتم ببین
تووی مدارِ تن تو،تو آسمونی من زمین

"خورشید باشم به عشق تو،از پشت کوه بیرون میام
حتی چشات زندون باشن،چشم بسته تا زندون میام"

کارم به جایی رسیده،که حاضرم جات بمیرم
تو خود برمودا شدی،که توو مثلثت گیرم

سه ضلعیِ آغوشِ تو،دستاتو گرمای تنت
کوه یخم باشم ولی،ذوب میشم از بوسیدنت

"خورشید باشم به عشق تو،از پشت کوه بیرون میام
حتی چشات زندون باشن،چشم بسته تا زندون میام"

با موج موهات زندگیم،توو عمق دریا هم باشم
بهتر میشه جوون میگیره،میشه بازم رها باشم

رها از این تنهاییو،شمردن روزو شبا
با تو چه آهنگی داره،آوازِ این گوش ماهیا

"خورشید باشم به عشق تو،از پشت کوه بیرون میام
حتی چشات زندون باشن،چشم بسته تا زندون میام"

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

848
۱۷